گرد کوه دژی فراموش شده
ببردندش از پیش فرخ پدر سوی گنبدان دژ پر از خاک سر
بدان دژش بردند بر کوهسار ستون آوریدند از آهن چهار
( فردوسي)
گرد کوه و یا به گفته فردوسی ، گنبدان دژ ، دژیست در البرز کوه که اسفندیار پهلوان روئین تن ایرانی ، مدتی به فرمان پدرش گشتاسب در آنجا زندانی بود، این دژ باستانی در هجده کیلومتری غرب شهرستان دامغان واقع شده است و مسیر آن بوسیله یک جاده خاکی به طول هشت کیلومتر از روستای حاجی آباد می گذرد، ( کوه گرد کوه به شکل گنبد میباشد و احتمالا به همین خاطر آن را بدین نام نامیده اند) .
گرد کوه در گذر تاریخ آبستن حوادث فراوانی بوده است ، ولی شهرت آن بیشتر به دوره اسماعیلیه باز می گردد ، به زمانی که حسن صباح و فدائیان بی باکش با کاردهای زهر آلودشان وحشت به جان تمامی حکام و فئودال های سلجوقی انداخته بودند، در آن دوره فردی به نام رئیس مظفر حاکم دامغان بود، وی دعوت حسن صباح را پذیرفت و از آنجا که فرد ثروتمندی بود قلعه الموت را به مبلغ سه هزار دینار خرید و به حسن صباح داد، او قلعه گردکوه را کانون تبلیغ فرقه اسماعیلیه کرد و هیچ کمکی را از آنها دریغ نمی داشت بگونه ای که وقتی قلعه الموت ( در سال 500 ه . ق ) به وسیله ارتش سلجوقی محاصره شد، حسن صباح کودکان و فرزندان خود را به گرد کوه نزد رئیس مظفر فرستاد تا از آنها مراقبت کند، با ظهور فتنه شوم مغول بسیاری از دژهای اسماعیلیان به خاطر خیانت خورشاه ( آخرین حاکم اسماعیلیه ) یکی پس از دیگری فرو ریختند، ولی اسماعیلیان گرد کوه تسلیم مغولان نشدند ومدت بیست سال مردانه در برابر لشکر مغول ایستادند، تا اینکه در زمان آبا قا خان این دژ سقوط کرد وتمامی ساکنان آن کشته شدند و دژ کاملا ویران گردید ( این دژ حدود دویست سال در تصرف اسماعیلیه بود و آخرین قلعه ای بود که سقوط کرد.) پس از سقوط اسماعیلیه گرد کوه به دست حکام مغول افتاد ، در سنه ( 786 ه.ق ) فردی به نام امیر ولی در یک درگیری با سپاه تیمور لنگ، گرد کوه را از تیموریان گرفت وجزو قلمرو خود قرار داد، ولی اندکی بعد در استرآباد از لشکر تیمور شکست خورد و زن و فرزندانش را به گرد کوه آورده و خود فرار کرد، از سنه ( 800 ه.ق ) به بعد قلعه روبه ویرانی نهاده و اهمیت خود را از دست داد.
در گذر زمان تنها ویرانه هایی از بقایای دژ باقی مانده است، دورتا دور دژ دیوارهایی از جنس سنگ وگچ به چشم میخورند، در قسمت جنوبی قلعه سه آب انبار مسقف دیده میشود که هر سه به هم راه دارند و آب آنها از چشمه پیخار بوسیله جوئی که قبلا وجود داشته تامین می شده است. امروزه به علت عدم حفاظت سازمان میراث فرهنگی و به دنبال آن کند و کاوهای غیر مجاز که بوسیله افراد سود جو در دژ انجام گرفته است این دژ بیش از پیش در معرض خطر و نابودی قرار گرفته است، امید میرود که با مساعدت نهاد های مسئول و ذی ربط این قلعه تاریخی مرمت شده و از تخریب بیشتر آن جلوگیری شود و با تعمیر جاده خاکی این قلعه و ساخت یک مجتمع تفریحی در کنار آن از این مکان به عنوان محلی جهت جذب تور یست و گرد شگراستفاده شود.
-------------------------------
متن کامل این مقاله در هفته نامه کویر استان سمنان در سال ۱۳۸۳ به قلم اینجانب به چاپ رسیده است.



گامی برای گرد آوری فرهنگ عامیانه شهر ستان دامغان برای حفظ آن و همچنین بهره برداری از واژگان آن برای سره سازی زبان پارسی .
